السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )
30
فرحة الغري ( فارسي )
كرد « 35 » ؛ فرزندش ، محمّد باقر نيز راه پدر را با جدّيّت و تلاش پى گرفت . در روزگار صفوى جنبشى بالنده در مطالعه و تدوين و تدريس و تحقيق متون حديثى پديد آمد كه تا آن روزگار ، اگر بىمانند نبوده باشد ، كم مانند بوده است . پيشواى كتابشناسان ، شيخ آقا بزرگ طهرانى ، به مناسبت معرّفى جوامع چهارگانهء حديثى ( / « كتب اربعه » ) ، شروح و حواشى و تعليقات بسيارى را كه بر آنها نگاشته شده ، نام مىبرد و توضيحات سودمندى مىدهد . نكتهء درخور دقّت اين است كه تمام اين آثار از سدهء دهم به بعد پرداخته شدهاند . « 36 » گرايش به حديث كه دست كم در نيمهء دوم روزگار صفوى ، گرايش غالب و مقبول بوده است ، چيزى است عامتر و فراتر از اخباريگرى . ما در اين دوره اصوليان و فيلسوفان بزرگ را در خيرش حديثگرائى ، صاحب مساهمت مىبينيم . ملَّا صدرا شرحى بر اصول كافى نگاشت و استاد بزرگوارش ، ميرداماد ، با نگارش الرّواشح السّماويّه ، گامى به سوى گزارش حديثنامهء شيخ كلينى برداشت . جا دارد در همين مقام بدين نكته تفطَّن دهيم كه جنبش حديثگرائى در شكلگيرى مكتب فلسفى موسوم به حكمت متعاليه به صورتى كه هست ، نقش بنيادين داشته است . كسانى كه اثر احاديث اهل بيت عصمت و طهارت - عليهم السّلام - را در انديشههاى حكمى مير داماد و صدر الدّين شيرازى - رضوان الله عليهما - بررسيده باشند ، اين نكته را نيك درخواهند يافت . پردور نيفتيم . . . . « مجلسى » ها - نوّر الله مضجعهما - از عالمانى بودند كه جنبش حديثى عصر صفوى را بسط و قدرت بخشيدند و على الخصوص به آگاهى فارسىزبانان بها دادند و نگارشهاى فارسى مهمّى در اين باب بر جاى نهادند . نهضت بازگشت ، بىگمان ، از همان آغاز ترجمه را يكى از محورهاى اساسى كار خود قرار داد . ترجمانان بزرگى چون على بن حسن زواره اى در اين دوره نقشى حسّاس در تقويت بنيهء علمى فرهنگ شيعى داشتند . اينان زمينهء دستيابى عامّه را به سرچشمههاى اصلى فراهم مىساختند . اگر چه فارسىنويسى و فارسىگوئى در جامعهء علمى شيعه پيشينه اى دراز دارد و نگارشهائى نغز چون تفسير روض الجنان شيخ ابو الفتوح و ترجمهء النّهايهء شيخ طوسى و
--> « 35 » نگر : شناختنامهء علَّامه مجلسى ، ج 1 ، ص 98 . « 36 » نگر : علَّامهء مجلسى ، حسن طارمى ، انتشارات طرح نو ، چ 1 ، ص 69 .